كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
124
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
هميشه در معرض نابودى كامل قرار داشتند ، ولى موفق شده بودند ، با رعايت احتياط ، بر شرائط سخت و خطرات آن نوع زندگى چيره شوند . در نتيجه ، وقتى به اندازه كافى ثروت اندوختند ، ثروتشان دين آنها گرديد . آنها به اين نتيجه رسيدند كه آقاى سرنوشت خود هستند . قرآن اشاره مىكند كه بعضى از آنان حتى بر اين باور بودند كه پول مىتواند زندگى جاويد به آنها ببخشد ، 10 هديهاى كه در روزگار قديم فقط رعايت سنتهاى قبيلهاى مىتوانست به آنان ببخشد . اين تفكر اساس جامعه را در برگرفته بود . حالا هر طايفه با طايفه ديگر در رقابت و جنگ بود ، قبيله هاشم نيز بقاى خود را در خطر مىديد . اتحاد قبائل در حال شكستن بود و به نظر مىرسيد كه وحدت اعراب در حال پاشيدن است . مأموريت محمد ( ص ) مىتوانست اين مشكل را اصلاح نمايد . به همين دليل ، او پس از 20 سال بر قريش پيروز گرديد ، نه تنها به دليل داشتن نيروى بيشتر ، بلكه به علت عدم همبستگى آنان كه نمىتوانستند يك نيروى متحد عليه او سازماندهى كنند . « 1 » وقتى محمد ( ص ) مأموريت خود را آغاز نمود ، فردپرستى شديدى بر اخلاقيات اجتماعى مردم سايه انداخته بود . قرآن تمثيل زيبائى از اين تفكر را در رابطه با روز قيامت نمايان مىسازد . 11 در آن روز چنين فردى حاضر است همه افراد و بستگان نزديك خود را براى نجات شخص خودش قربانى نمايد ، كارى كه در قبائل ابتدائى ، هنگامى كه پيوند مقدس خونى بسته مىشد ، حتى تصور آن هم مشكل بود . براى رفع اين كج فهمىها قريش نيازمند تغييرات بنيادى در روح و عادات اخلاقى خود بود . در اين زمان بسيارى از راه حلهاى سياسى ، دينى بودند . اما وقتى محمد ( ص ) از قريش درخواست نمود تا جايگاه اللّه ، آفريننده بهشت و دوزخ ، را در اعمال و رفتار خود مشخص نمايند موضوع جديدى را ارائه نمىداد . بىخدائى به معناى مدرن آن ، تا قبل از قرن هيجدهم ، در بين مردم ساير ملل به جز غرب نمىتوانست جايگاهى از نظر روانشناسى داشته باشد . تمامى قريش خداى خدايان ( اللّه ) را مىپرستيدند . بسيارى از آنان معتقد بودند كه اين همان خداى يهوديان و
--> ( 1 ) - دليل پيروزى پيامبر اكرم امداد الهى و حقگوئى و حقخواهى و عمل به حق و فضائل اخلاقى بسيار نيكو و وجود دعوت توحيدى آن حضرت در سرشت و فطرت مردم بود . قرآن به پيامبر مىفرمايد : « وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ » ( اگر تو شخص خشن ، بداخلاق و قسى بودى مردم از پيرامون تو پراكنده مىشدند ) . وجود غزوات و جنگهاى بسيار زياد در طى ده سال از هجرت تا رحلت آن حضرت حكايت از همبستگى و استقامت كفار در مبارزه با پيامبر مىكند .